|
همیشه سکوت هاتون پره فریاد و فریاد هاتون پره سکوت باشه
( شانه هایی برای گریه کردن ) گاهی در اوج تنهایی سرم را به این سو و ان سو می گردانم شاید شانه ای برای آرمیدن سرم بیابم اما وقتی که این جستجو را بی نتیجه می بینم سرم ناخواسته به سمت شانه ی خودم خم می شود شاید که شانه ی خودم آرامگاهش باشد و چه حیف که هر چه تلاش میکند به شانه ی خودم هم نمی رسد آه تنهایی بیداد ی می کند . . . فریاد ـ بهار۸۶ کاش می شد . . . کاش می شد زندگی را تازه کرد اشک را با خنده ها اندازه کرد کاش می شد لحظه ای لبخند زد قلب ها را یک به یک پیوند زد کاش می شد قلب ها را پاک کرد مهرورزان را کمی بی باک کرد کاش می شد چشم ها را باز کرد زندگی ساده ای آغاز کرد کاش می شد از زمین پرواز کرد نغمه ی آزادگی را ساز کرد کاش میشد همچوشمع از عشق سوخت چشم خیس منتظر بر در ندوخت کاش می شد دوستی را فریــــــاد کرد بازهم یادی از آن فرهـــاد کرد کاش می شد حرف دل باور کنیم لحظه ای وجدان خود داور کنیم کاش می شد مادمی عاشق شویم آدمــــــــیت را کمی لایق شــــــــویم فریاد - بهار۸۴ وقتی اون نیست غم من خیلی زیاده انگار هستم تو کویری تک و تنها و پیاده دم در منتظر دیدنشم هر روز و هرروز در فراغش می ریزم اشک تلخ سینه سوز ای خدا کاری بکن شاید که یار من بیاد سر من نوازش دستای گرمش رو میخواد اگه اون بیاد من دلمو فدای عشقش میکن تموم دارو ندارم رو به اسمش میکنم اگه اون بیاد برام زندگی معنا میگیره عشق پاک من به اون ، توی قلبم دیگه مأوا میگیره اگه اون بیاد برام شادی عشق و میاره توی این کویر دل ، گلای سرخ شقایق می کاره اگه اون نیاد دلم از غم و غصه می میره زندگی نمی تونه ، بدون اون حتما حتما می میره ای خدای مهــــربون دوست دارم خیلی زیاد کاری کن هر جوری شد یار من از سفر بیاد غروبــــی بس غم انگیز است اینک سکـوتی وحشت انگیز است اینک در این تنهــایی و اندوه بسیـــــــــار دوستی ها رقت انگیــز است اینک ** نشــــــــان ** هر نشان می جویم از او هرزمان می پرسم از خود پس چرا یارم نماند ؟؟ من نوشتم نامه هایی را برای یار خود من فرستادم برایش پس چرا هرگز نخواند ؟؟ من نوشتم از برایش ، قبله ی عشقم تویی نوش دارویم برای درد بی مرهم تویی داد از این عشـــــــــق ، داد از این غم می رسید ای کاش مرگم در همین دم تا که از مرداب اندوه ، او مرا ، وا می رهاند تا مرا به ساحل آسودگی ها می رساند هر کسی گوید برد از عشق خود لذت بسی من چرا باید بسوزم در غم و دلواپسی؟ فریاد - تیر۱۳۸۳ ** دل شکستن ** لحظه ها می گذرد عمر دوان است هنوز سهم باغ دله من فصل خزان است هنوز گشته ام پیر من از دوری یار او نخورده است غم این پیر و جوان است هنوز بی وفایی تا کجا باید بود همراه من؟ من دگر نایی ندارم ، بی وفایی پر توان است هنوز تا به کی باید نخندم من دمی در زندگی؟ اشک چشمم هم چو یک رود روان است هنوز در جوانی هستم و احساس پیری میکنم غصه ها بر قلب من بار گران است هنوز دریغا کس نشد با من دمی هم دم دل شکستن عادت خلق جهان است هنوز از برای همرهی من خاک دنیا رو بگشتم یکه یار و همدمم در آسمان است هنوز مانده ام بیچاره ای اندر حصار زندگی مرغ خوشبختی من در آشیان است هنوز من گشودم لب به گفتن از بدی ، نامردمی شکوه های دیگری در دل نهان است هنوز فــــــریاد - شهریور ۱۳۸۳ تنهایی تنهاییم را به تو دادم . اما نمیدانستم با این کار، تنهایی نیزمرا در تنهایی هایم ، تنهای تنها می گذارد فریاد - وقتی که تنها تر شد وقتی که تنهایی همه کسم بود وقتی که درد سکوت فریاد رسم بود وقتی که غصه ی دل هم نفسم بود وقتی که رهاییم هم قفسم بود توی اون اوج سکوت و بی کسی توی لحظه های بی هم نفسی تو رو پیدا کردم ای گــــــل نازم من به این عاشقی ام می نازم تو دادی به من کلید قفل تنهایی رو تو دادی به من نوید آزادی رو درمون دردامـــو پیــــــدا کردی قلب نیمه مرده ام رو شیدا کردی تویی که عشق و به من نشون دادی تویی که برای من جواب هر فریادی توشدی امید ســــــــــــــرنوشت من دوزخ دنیا رو تو کردی بهشت من اینه که دوست دارم ای هم رازم حاضرم جونم و من برات ببازم عـشـــــــق عشق یعنی چه ؟ که می داند که چیست ؟ پاسخ این پرسشم در دست کیست ؟ عشق یعنی تکه تکه گشتنم ؟ عشق یعنی تنها و یکه گشتنم ؟ عشق یعنی ماندنم چشم انتظار ؟ عشق یعنی کمی شادی، ولی غم صد هزار ؟ عشق یعنی رهایی در قفـــــــــــس ؟ عشق یعنی دوست داشتن از روی هوس؟ عشق یعنی ذره ذره مردنم ؟ عشق یعنی بسیار غصه خوردنم ؟ نه نیست ! اینها عشـــق نیست ! معنی این عشق در جای دیگریست عشق یعنی آرزو، یعنی امید عشـــــق یعنی آن گلِ ناز ســــپید عشق یعنی پر گشودن چون قناری عشق یعنی نوازشهای نوباد بهاری عشق یعنی قلب داور کردنم عشق یعنی اعجاز باور کردنم عشق یعنی سیرت زیبای او... عشق یعنی آن تبسمهای پر معنای او عشق یعنی آن گل صحرا نشین عشق یعنی دلدادگی، یعنی همین فریاد - خرداد ۸۴ (( پاییــــــــــز )) شادیم اندوه و درد کوره ی کاشانه ی این قلب سوزان سردِ سرد اول ِآخر زمان هر کجا دست ِ دعا بر آسمان بی کران باغ ِ پر پژمردگی حاصلم در جستجوی ِ روشنای زندگی ، سرخوردگی روحِ من افسون ِ سحر قاتلان در کارِ ِ پایان دادن ِ دیوان شعر یار را قحطی ِ یاور صبحدم ، خاموشی ِ خورشید در پهنای خاور زندگی ، بیداد ِ مرگ خواب ِ گل ، کابوس ِ وحشتناک ِ طوفان و تگرگ بازهم باید رسید بازهم طعم ِ خوش ِ دلدادگی باید چشید عاشقان ِ بی قرار چشم ها در آرزوی ِ دیدن ِ یک غنچه اندر نوبهار باز عاشق می شوم عاشقانه سوی او تا ناکجا ها می روم کوه ِ غم را می کنم فرش ِ جان را ، تار ِ عشق و پود ِ مردی می تنم بازهم با پای خسته چشم ِ بسته با دو دستی کز غم هرنا رفیقی پینه بسته لنگ لنگان ، تا آسمان ها می روم ... فریاد - پاییز ۸۵ این روزا که آدمیت چون سرابی تو کویره واسه عاشق شدنه ما فرصتی نیست ، خیلی دیره وقتی که حنای مردی دیگه رنگی نداره عشق داغه دلامون خیلی زود سردی می گیره وقتی بین من تو ، اثری از هم دلی نیست دله ما تو قفس تن ، تک و تنها و اسیره وقتی که مهـــــــربونی هم مثه کیــــمیا شده نور ِ سرنوشت ما ، سمت تاریکی میره وقتی ما به هم دیگه از پشت خنجر می زنیم مرغ ِ عشق ِ دله ما ، چرا باید نمی ره؟ وقتی که ما آدمک ها دم به دم زنگ می بازیم خاطراتِ خوبِ ما ، رنگ کهنگی می گیره وقتی که زندگی ِ ما پر بشه از کینه توزی دنیای ِ بزرگ ِ ماهم ، می شه مثله یه جزیره پس بیایم با هم دیگه هم دلی رو صدا کنیم واسه باریدن ِعشق خدا خدا ، خـــدا کنیم " واسه یک بارم شده " دروغکی عاشق نشیم جای اون خنجری که از پشت تو دستمون داریم توی قلب همدیگه ، غنچه ی مهری بکاریم بیائید با هم دیگه اشـــــــکامونو پاک بکنیم غصه ها و کینه ها رو تو زمین خاک بکنیم اگه با هم دیگه ما ، هم دل و بی ریا بشیم می تونیم از هر بلایی ، خیلی زود رها بشیم فریاد - ۱/۴/۱۳۸۴
پوریا کوچک گل خوش بوی باغ خواهرم هستـــی اندر روح و جان و باورم زندگی را من کنم قربانی یک تار مویت هرکجا باشم ، دوان آیم به ســــویت فریاد - برای خواهرزاده
(( Beautiful Pictures )) Beautiful pictures are developed from negatives in a dark room So , if you see darkness in your life Be sure that GOD is making a beautiful picture for you (( Needs Of Life )) To live a life i need heartbeat To have heartbeat i need a heart To have a heart i need happiness To have happiness i need a friend And for a friend , i need YOU always
|
About
Home
|